قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3495
تاريخ الفي ( فارسى )
صلاح الدّين و ولىعهد اوست و مصر در دست ماست . ملك عزيز را گرفته در دست ملك افضل مىسپاريم . تا اين زمان كه ما به او اخلاص داشتيم ، بر همه غالب بود . اكنون چون وى ناصريّه را تربيت مىكند و از آن جماعت فخر الدّين اياز چركس « 1 » و سراسنقر و قراجه « 2 » را اختيار كرده به مرتبهء امارت رسانيده . بعد از اين معلوم خواهد شد كه از دست ايشان چه كار مىآيد . » چون ملك افضل بر مضمون اطّلاع يافت ، كس خود پيش ايشان فرستاده همه را به عنايات پادشاهانه سرافراز گردانيد و در مقام آن شد كه از دمشق بيرون آمده و ملك عزيز را بهاتّفاق امراى اسديّه و كردان به دست آورد . اتّفاقا شخصى اين خبر را به ملك عزيز رسانيد . مقارن اين حال ملك افضل از دمشق بيرون آمد و ملك عزيز مضطرب و سراسيمه با ناصريّه روى به گريز نهاد و راه مصر پيش گرفت . ملك افضل تمام اسباب و اموال او را تصرّف نموده او را تعاقب نمود . و اكثر سپاه او به ملك افضل پيوستند و شوكت و عظمت ملك افضل به نهايت رسيد . و چون ملك افضل به قدس رسيد ، عمّال و نوّاب ملك عزيز را بيرون كرد و بيت المقدّس را داخل ولايت خود گردانيد . و در اين وقت ملك عادل از شوكت و شأن ملك افضل انديشهناك شده با خود گفت كه « اگر ملك افضل استقلال پيدا كند ، معلوم نيست كه آنچه الحال بر آن قرار داده كه مصر را بگيرد و دمشق را به من بگذارد ، عمل كند ، بلكه تواند بود كه چون مصر به دست او درآيد و بر ملك عزيز دست يابد ، بىتوقّف همان ساعت مرا نيز بگيرد . » بنابراين انديشه ، كس پيش ملك عزيز فرستاده ، پيغام داد كه « تو چرا اينچنين زبون و سراسيمه شدى ؟ مردانه در مصر بنشين و يكى از امراى خود را به شهر بلبيس - كه سرحدّ است - بفرست ، كه من متعهّدم كه از ملك افضل به تو آسيبى نرسد . » ملك عزيز به سخن عمّ خود اعتماد كرده ، فخر الدّين اياز چركس را با جمعى كثير به محافظت شهر بلبيس فرستاد . و چون ملك افضل به آنجا رسيد ، خواست كه آن شهر را بگيرد . ملك عادل در مقام ممانعت شده به او گفت كه « اينهمه لشكر پدر تو است كه به زور ايشان با فرنگان مقاومت مىنمود و اكثر اوقات از ايشان عاجز مىآمد . اكنون كه شما با يكديگر جنگ كرديد و لشكر خود را به كشتن داديد ، به كدام لشكر و استعداد جواب فرنگان خواهيد داد ؟ القصّه ، ملك عادل در اين باب چندان سخنان گفت كه ملك افضل از سر جنگ درگذشت و باز جماعتى در ميان افتاده صلح كردند . « 3 » به اين طريق كه بيت المقدّس و اعمال فلسطين - كه
--> ( 1 ) . متن : فخر الدّين اركش . الكامل : فخر الدّين چركس ؛ العبر : فخر الدّين اياز چركس . ( 2 ) . الكامل و العبر : قراجا . ( 3 ) . نقش قاضى فاضل - بهخاطر مقام رفيعى كه پيش صلاح الدّين ايوبى داشت - در ايجاد اين جوّ دوستى و برادرى بسيار مؤثر و تعيينكننده داشت .